درهم و برهمی از تینتایپ چاق
Fatty's Tintype Tangle
شوهر و زن در عشق هستند، اما او تحت فشار مادرش قرار دارد. یک جرعه ویسکی به او شجاعت میدهد و او با اعلام اینکه دیگر نمیخواهد برده خانگی باشد، از خانه خارج میشود. او به یک نیمکت پارک میرود، جایی که یک عکاس او را به عنوان دوستپسر یک زن نشسته اشتباه میگیرد. تینتایپ آنها به دست شوهر زن میافتد که از حسادتش ترس بر قهرمان ما میافتد. او ناگهان شهر را ترک میکند و به همسرش میگوید که برای کار رفته است. همسرش در غیاب او نیازی به خانه ندارد، بنابراین بدون اطلاع شوهرش، به خانه مادرش میرود و خانه را به زوجی که از پارک آمدهاند اجاره میدهد. وقتی قهرمان ما زودتر از حد انتظار به خانه برمیگردد، مستأجر دچار حمله دیگری از حسادت میشود.