هرگز ارتفاعم را تغییر نمیدهم
I Never Changes My Altitude
پاپای در حال نشستن بیرون از رستوران الیو در فرودگاه، ناراحت است. او کسبوکارش را بسته تا با یک خلبان (البته بلوتو) پرواز کند. اما این چیزی نیست که او انتظار داشت؛ او در حال نقاشی کردن هواپیمای اوست، در حالی که در حال پرواز است؛ وقتی او میگوید که ترجیح میدهد به پاپای برگردد، بلوتو سعی میکند او را از هواپیما بیرون بیندازد. پاپای این را میبیند و به موقع سوار یک هواپیما میشود تا به او کمک کند. پسرها در یک نبرد هوایی درگیر میشوند و بلوتو موفق میشود هواپیمای پاپای را نابود کند.