بیو
Bayo
شارون و پسر ده سالهاش بیو در کاسپتوکاو کنار خلیج بوناویستاوندیل در نیوفاندلند زندگی میکنند. شارون از زندگی آنجا نفرت دارد و آرزوی مهاجرت به تورنتو دارد تا زندگی بهتری برای او و بیو بسازد. پدر ماهیگیرش فیلیپ لانگلان را هم دوست ندارد که زندگی آنها را در آنجا اداره میکند. بیو نمیخواهد از دریا دور شود و پدربزرگش را ترک کند؛ او میخواهد مانند پدر مرحومش که هرگز نمیشناخته است دریا زندگی کند و بمیرد