شیوا نامرئی
"صحنه با نمایش داخلی جنگلهای هند آغاز میشود. در مرکز، یک معبد بومی برای عبادت قرار دارد. کشیش بزرگ وارد میشود و به دو برده بومی دستور میدهد تا پایه را از مرکز معبد بردارند. به جای آن، او یک خمره قرار میدهد؛ با چند حرکت مرموز، او باعث میشود شعلههایی از آن بیرون بیاید که موجب وحشت خدمتکارانش میشود. سپس او پودر جادویی را به شعلهها میافکند و پس از انفجار، یک دید زیبا از شیوا نامرئی ظاهر میشود که به طرز مرموزی به مرکز معبد صعود میکند؛ و قبل از اینکه آنها بتوانند زیباییاش را تحسین کنند، او به فضا محو میشود. کشیش که نمیخواهد کم بیاورد، چند حرکت دیگر انجام میدهد و به تدریج به جای شیوا، یک پرنسس هندو ظاهر میشود. هم کشیش و هم خدمتکاران بر زانو میافتند تا او را عبادت کنند. او بلافاصله در جایگاه خود بر روی پایه قرار میگیرد و به وحشت همه به مجسمه سنگی بودا، خدای هندو، نگاه میکند. آنها با ترس فرار میکنند."