چگونه اتفاق افتاد
Wie es geschah
کاریـن با یک داروساز ازدواج کرده است. خوشحال است؟ او خودش هم را نمیشناخته است. در هر حال، او احساس بیفکری و محدودیت بیش از اندازه در پیشرفتش را به دلیل وابستگی به شوهرش که ۱۸ سال از او بزرگتر است، احساس میکند. وقتی روزی با دوست مدرسهاش، دکتر هنریک، روبهرو میشود، آن اتفاق نیرویی برای آزاد شدن از قفس زناشویی است. کارمند جوان و جذاب هتل، گِیسا، کاملاً متفاوت است. او زندگی خودش را بدون تأثیرات دیگران میگذراند و جوانیاش را تا آخرین حد لذت میبرد. وقتی روزی مسیرهای گِیسا و کارین در یک هتل به هم میرسند، پیامدهای دراماتیکی دارد.