بتی، پسر و پرنده
در مسیر تمرین، بیتِی، خوانندهٔ کرِس، برای نجات پرندهای از دست پسرِ صاحبِ مزرعه با تِرشِ bean-shooter متوقف میشود. جیم دارونت، پسرِ صاحب تئاتر، از کنار با خودرو عبور میکند و وقتی دختر را میبیند که گوشِ پسر را میزند در حالی که عمهاش به دنبال مامور police میگردد، توقف میکند تا ببیند چه اشتباهی رخ داده. او بیتِی را میشناسد، و پس از توضیحات، جیم آنها را به خانهٔ او میبرد، جایی که پرنده مراقبت میشود. وقتی به تئاتر میرسند، مدیر صحنه به او فریاد میزند و او را اخراج میکند، اما جیم والدِش را راضی میکند تا فرمانِ مدیر را پس بگیرد. روز بعد جیم برای دیدنِ بیتِی میآید، بیشتر برای دیدنِ بیتِی است تا پرنده، و به زودی رمانتِیکِ دلنشینی آغاز میشود. پس از یک «شب بیرون»، بازیگرِ نقشِ اصلی مریض میشود و بیتِی فرصت مییابد جای او را بگیرد. او موفق میشود و آن بازیگرِ سابقِ نقشِ اصلی برکنار میشود. اما بهزودی بیتِی فرصت مییابد نقشِ اصلیِ جیم را هم بدان سوّلی بگیرد و وقتی او قول میدهد حیواناتِ خانگیِ او را هم دوست بدارد، او همسرش میشود.