شهر بدون آفتاب
Sunless City
ایگار مهندس جوان و موفق با لکسی هنرمند و بازیگر آماتور آشنا میشود و با برادرش آلک که عکاسی باهوش شیطانی است درافتاده و نمایشگاه تازه اش را با عنوان شهر بدون آفتاب به است Petersburg اختصاص داده است. ایگار نمیتواند ارزش های شهر بدون آفتاب را درک کند اما وقتی متوجه اعتیاد لیزی میشود سعی نافرجامی برای نجات او میکند