به نام خون
Au nom du sang
در هر جشن عید، آنتا وظیفه دارد برای مادربزرگ پدریاش پای گوشت بره را بیاورد، همانطور که سنت میگوید. امسال، او از نُهیبان بیوهخوانه، بیگوئ، میخواهد به جای او برود و ادعا میکند که دوستانش به دیدن میآیند. آنچه آنتا نمیداند این است که این تصمیم سرنوشت کل خانواده را برای همیشه تغییر خواهد داد.