داستان کارلوس بند
The Carlos Benede Story
کارلوس بند در دهه سی زندگیش است، مجرد است و به کودکان کمسن کمک میکند تا با عواقب پس از جرم کنار بیایند. الکساندر یازدهسالهای مصمم و نابغه است که شاهد مرگ وحشتناک مادرش به دست پدرش میشود. بند مربی الکساندر میشود و این دو با هم پیوندی ایجاد میکنند. اما وقتی دادگاه پدر الکساندر به پایان میرسد، زمان جدایی آن دو فرا میرسد. الکساندر تحت مراقبت عمهاش قرار میگیرد، اما وقتی او دیگر نمیتواند از او مراقبت کند، باید سرپرست جدیدی پیدا شود. یک مددکار غیرمتعارف از دفتر رفاه جوانان، از اعتماد الکساندر به بند که خودش در یک پرورشگاه بزرگ شده است، مطلع میشود و این دو را دوباره به هم میرساند. اگرچه همیشه آسان نیست، اما رابطه آنها رشد میکند و به رابطه پدر و پسری عمیق تبدیل میشود.