سوراخی در سر
A Hole in the Head
پس از یک اجرای به شدت شرمآور، یک بازیگر لهستانی که در حال مبارزه است، تصمیم میگیرد از گروه بازیگری خود کنارهگیری کند. در ناامیدی، به خانه برمیگردد، اما متوجه میشود که مادر در حال مرگش او را با یک کارگر مزرعه از یک مؤسسه روانی نزدیک جایگزین کرده است. او که احساس بیگانگی و افسردگی میکند، سعی میکند جایگاه خود را در دنیا پیدا کند و به هر طریقی جانشین خود را از زندگیاش بیرون کند.